هری پاتر ۱-۷

آخرین فیلم ها و کتاب های هری پاتر و تحلیل و بررسی آن ها

ویدا اسلامیه : سخنی با خوانندگان

 

 

سخنی با خوانندگان


و عشق، تنها عشق،
تو را به گرمی یک سیب می کند مانوس.
و عشق، تنها عشق،
مرا به وسعت اندوه زندگی‌ها برد....
زنده یاد سهراب سپهری


با درود و سلامی گرم به شما خوانندگان مجموعه داستان‌های هری پاتر که در فراز و نشیب برگردان این مجموعه به یاد ماندنی، با نظرهای مهرآمیزتان دلگرممان کردید و با انتقادهای دلسوزانه‌تان چراغ راهمان شدید. در مقام برگرداننده و خواننده‌ی این آثار، پا به پای هم پیش رفتیم و به جایی رسیدیم که نه پایان، بلکه آغاز دیگری است، آغاز اندیشه‌های تابناکی که شاید جرقه‌های نخستین شکوفایی استعدادهای نوپایی در پهنه‌ی مرز و بومان باشد.
پیش از هر چیز، لازم است نکته‌ی مهمی درباره‌ی برگردان نام این کتاب را با شما خوانندگان وفادار در میان بگذاریم. چنان که شاید بدانید، عنوان اصلی این کتاب (Harry Potter and the Deathly Hallows) است که برگرداندن دقیق آن به زبان‌های متعددی امکان پذیر نیست. سرکار خانم رولینگ، نویسنده‌ی محترم این اثر، با وقوف به این امر، عبارت مترادفی را صرفا برای به کارگیری در امر ترجمه توصیه نموده و تاکید کرده‌اند که همه‌ی مترجمان رسمی ‌این اثر از آن استفاده کنند:
(Harry Potter and the Relics of Death)
از این روست که پس از بررسی و تحقیق، به عنوان (هری پاتر و یادگاران مرگ) رسیدیم و کاربران (ان) (که جز موارد استثنایی، برای جمع بستن اسامی جانداران به کار می‌رود) به جای (ها) را صرفا برای القای ابهام موجود در عنوان اصلی اثر برگزیدیم.
از سوی دیگر، در بخش آغازین کتاب، قطعه‌هایی ادبی از دو ادیب سرشناس، آشیلوس و ویلیام پن، آمده است که اگر جسارت ترجمه‌ی آن ها‌ را به خود دادم به دلیل اصرار و تاکید نویسنده‌ی محترم کتاب بر ضرورت ترجمه‌ی آن ها و انعکاس مفاهیمشان بوده است.
آن که از سپاس بندگانش باز ماند چه گونه سپاس او تواند گفت؟
در پایان، از نیوشا و رضا برای درک و ایثار بی‌‌کرانشان، از پدرم و مادرم برای لطف و صفای بی‌پایانشان ، از مهسا و بایک برای همراهی و پشتیبانی خالصانه‌شان، از فرانک و مریم برای حمایت عارفانه‌شان، از مدیریت محترم کتابسرای تندیس، خانواده‌ی گرامی و همکاران سختکوششان برای تلاش صادقانه‌شان، از مهسا رستمی و خانواده‌ی نازنینش برای یاری عاشقانه‌شان، از آقای علایی نژاد برای اشتیاق بی‌دریغشان، از خوانندگان عزیز برای همراهی، همدلی و شکیبایی بی‌نظیرشان و از همه‌ی دیگران، سپاس گزارم.
به یاد داشته باشیم که ستایش آن نیست که نامی را در کوی و برزن فریاد بزنیم،
بدانیم که بهترین ستایش، به جای آوردن رسم بندگی است....
آگاه باشیم که در این راه پر پیچ و خم، رمزی نهفته که کسی جز ما قادر به گشودنش نیست....
و به خاطر بسپاریم:
(چون که صد آمد نود هم پیش ماست)

با احترام فراوان
ویدا اسلامیه

از سایت کتابسرای تندیس

  
نویسنده : سهند ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٦