هری پاتر ۱-۷

آخرین فیلم ها و کتاب های هری پاتر و تحلیل و بررسی آن ها

درباره ی ترجمه ی ویدا اسلامیه و ...

سلام،

هنوز چیزی از توزیع ترجمه ی ویدا اسلامیه نگذشته بود که سایت زیر آبیوس مقاله ای رو درباره ی ترجمه ی اون منتشر کرد که بیشتر حالت یه توهینو داشت تا یه نقد واقعی.

در وبلاگ چو چانگ هم می تونین دفاعیه ی اونو بخونین که البته بعضی از بخشای این هم مثل ماله اون وبلاگه.

یه نکته ی دیگه این که این زیرآبیوس به نوعی با نشر زهره و سمیه گنجی(یه مترجم دیگه ی هری پاتر)ارتباط دارن و هدفشون اینه که با خراب کردن ویدا اسلامیه فروش خودشونو افزایش بدن(البته تو خواب).

متن کامل این نقدو در زیر می تونین مشاهده کنین.فقط قسمت های قرمز نوشته ی من و در واقع جواب توهین ها و ایرادهای بی اساس اوناس:

انتشارات کتاب سرای تندیس از صبح روز گذشته , شروع به پخش ترجمه خود از کتاب ششم هری پاتر با نام " هری پاتر و شاهزاده دورگه" با ترجمه خانم ویدا اسلامیه نمود. گروه خبری آکادمی فانتزی امروز با مراجعه به فروشگاه اصلی انتشارات تندیس واقع در خیابان ولیعصر , اقدام به تهیه چند عدد عکس و بحث و بررسی درباره ترجمه خانم اسلامیه پرداختند که شما دوستان را نیز دعوت به خواندن آن می کنم. 

بالاخره انتظار به پایان رسید و کتابی که به ادعای بسیاری بهترین ترجمه هری پاتر خواهد بود چاپ شد. فروشگاه کتابسرا هماهنگ با آمدن ترجمه کتاب شش خود , اقدام به یک تغییر دکوراسیون کامل داده و تقریبا تمام ویترین را جلد اول ترجمه خانم اسلامیه پوشانده است.


این جلد شامل فصل یک الی پانزده بوده و در 430 (432)صفحه به چاپ رسیده است. اولین سوالی که به ذهن ما رسید پرسیدن در مورد فصل 14 کتاب بوده که باعث شده تا کتاب در سطح کتاب بزرگسال قرار بگیرد. فروشنده در جواب سوال ما گفت که فصل 14 به کل رفته! در یک ورق زدن ساده متوجه منظور فروشنده شدیم. جدا به هنرمندی و البته تا حدودی خنده دار کتاب سانسور شده است!(ویدا اسلامیه برای گرفتن مجوز مجبور بوده بعضی سانسور ها رو انجام بده و کسانی که کمی دقت کنند کاملا می تونند معنی صمیمی شدن و ... رو بفهمن)

 به قسمت های زیر توجه کنید:

 

- هیچ دلم نمیخواد خواهرمو در حال راز و نیاز با کسی در انظار عمومی ببینم!
- به نظر تو هرمیون با کرام صمیمی شده بود؟ (البته صمیمی شدن را در کتاب پنج هم داشتیم!)
- وقتی هری فرشینه ای را کنار زد تا از مسیر میان بر همیشگی به برج گرینفیندور بروند آن دو خور را در برابر دین و جین یافتند که به سختی مشغول گفتگو بودند.



در مورد اینکه سخت مشغول گفتگو بودن با صمیمی شدن چقدر تفاوت دارد, اطلاع دقیقی در دست نیست!

سپس از انتشارات خارج شده و به پارکی رفتیم و در جمع دوستان ترجمه رو مورد بحث و بررسی قرار دادیم. ترجمه دارای نکات بسیار جالبی می باشد. یکی پریدن متن از حالت کاملا جدی و جمله های سنگین به محاوره و جمله های بسیار سبک است و جدا این ضن را ایجاد می کند که کتاب یا یک مترجم نداشته(حرفی چرت و پرت تر از این شنیده بودین؟) و یا از ویراستاری بسیار ضعیفی بهره می برد(ویراستاری بحث جدایی از ترجمه است و نمی توان اشکالات کوچک ویراستاری کتاب رو به ترجمه ی بد تعبیر کرد.) به مثال های زیر توجه کنید:

 

- هیچ جای نگرانی نیست. ممکنه شما دیگه هیچ وقت منو نبینی. من فقط زمانی مزاحم شما می شم که در سمت خودمون, موضوع مهمی پیش اومده باشه....



شما و بعد از آن نبینی!(خیلی وقت ها این طور در فارسی محوره ای استفاده میشه) در مورد عبارت سمت خودمون هم احساس اون سمت خیابون رو به مخاطب منتقل می کند تا منظور از دنیای جادوگران را(اینم یکی دیگه از اون چرت و پرتا.توی متن اصلی اومده:
I'll only bother you if there's something really serious going on our end. و فکر نمی کنم هیچ مترجم ماهری end رو دنیا یا چیزی از این دست ترجمه کنه.)  

 

-اگه منظورت کینگزلی شکلبولته باید بگم که هیچ جور نمی تونم از دستش خلاص بشم! مرد بسیار قابلیه , دو برابر کل کار بقیه رو انجام می ده – (I'm not getting rid of…در این مورد معنی تحت الفظی خلاص شدنه ولی با توجه به داستان باید از دست دادن معنی می شد و این مورد جزو معدود اشتباهاتی است که در کتاب وجود دارد.و مسلما بهترین مترجم دنیا هم در ترجمه اش می توان اشکال پیدا کرد.)



از تناقض در جمله بالا تعجب نکنید متاسفانه مترجم اشتباه متوجه شده! منظور خانم رولینگ خلاص شدن نبوده و از دست دادن بوده! وگرنه خیلی بی معنی خواهد بود که هم علاقه مند به خلاص شدن از دستش باشد و هم بگوید مرد قابلیست! ترجمه درست به نوعی:" هیچ جور نمی تونم از دستش بدم" می باشد


- اون فقط قات قات می کنه ! مطمئنم با یه ذره استراحت ... شاید هم زیادی بالا انداخته باشه...



بدون شرح!!! (منظور از بدون شرح معلوم نیست چیه.اینم یکی دیگه از اون اشکالای الکی،سمیه گنجی هم قات قات ترجمه کرده)

 

دامبلدور گفت:
- خب , هری , توی هاگوارتز می بینمت , مواظب خودت باش . مالی , جان نثارم.



جان نثارم؟! جدا این قسمت از ترجمه تنها چیزی که احتیاج داشت مارش نظامی و یا آهنگ گودیک بود!(
molly,your serventانتظار داشتید مثل سمیه گنجی در خدمتم!!!!!!!!!!!!!!!!ترجمه کنه یا نوکرتم و چاکرتم؟)

 

 

تیتر فصل 3 : وصیت نامه و جن خانه



در متن انگلیسی داریم

will and won't متاسفانه مترجم به دلیل عدم توانایی(!!!!!!!!!!!!!بعضی ها خیلی پرروان)م فصلی من درآوردی کرده است! (کاملا من در آوردی؟!هر آدم عاقلی می دونه که will معانی مختلفی در انگلیسی داره و یکی از اونا وصیت نامه است.حالا من نمی دونم کجای این من در آوردی است؟و در ضمن از اونجایی که won't حالت منفی یک فعل معینه،و افعال معین هم به تنهایی معنایی ندارند پس در فارسی معنایی ندارد و نمی شه اونو نمی شود یا نخواستن!! ترجمه کرد.و سمیه گنجی هم با بی اطلاعی کامل این فصل رو می شود و نمی شود ترجمه کرده!!که هردو کلمه غلط می باشند.) تعداد این اشکالات عجیب و بعضا خنده دار متاسفانه بسیار زیاد است و نظر منتقدین سایت ما کار خانم اسلامیه در ترجمه جدید کاملا افت کرده است.(یه جمله ی مسخره ی دیگه) البته کتاب از ویراستاری بسیار بدی هم بهره می برد و احتمال اینکه اصلا ویراستاری هم نشده باشد نیز وجود دارد. مترجم هر جا که نتوانسته معنی درست را بیابد(!!!) شبیه کارهای قدیمی ترجمه های آسیموف از خود چیزی اختراع کرده(ویدا اسلامیه خیلی بهتر از گنجی معادل پیدا کرده مخصوصا با اون شیدگرش که یعنی کسی که باعث طلوع می شود.حالا من نمی دونم کارآگاه نزدیک تر به معنی آروره یا شیدگر!) و غیر از بحث سانسور , ترجمه اشتباه تلفظ ها همچنان ادامه دارد که البته این نوع ترجمه به سبک "اسلامیه ای" معروف شده است و بسیاری از مترجمان دیگر برای فروش کتاب از همین تلفظ های اشتباه و رایج استفاده می کنند. (کاملا بی معنی...ویدا اسلامیه تلفظ اسامی رو حد الامکان درست ترجمه کرده به خصوص خیلی بهتر از گنجی که حتی تلفظ  ساده ای مثل scrimgeour رو اسکریمگوئر!! ترجمه کرده که هر کس که کمی با زبان انگلیسی آشنا باشد کاملا می فهمد که اسکریمجیور درسته که ویدا اسلامیه هم همینو ترجمه کرده.)
در مورد سطح کار ترجمه هم در بسیاری از جمله ها دو فعل وجود دارد و یا فعل آخر جمله است و یا ترجمه کاملا اشتباه (!!!) است. در کل باید بگوییم که خانم اسلامیه به قول خودشان در مورد اینکه کیفیت کار کتاب ششم را بالاتر خواهند برد به هیچ وجه پایبند نبوده اند. یکی از عدیده ترین مشکلات کتاب پرش از سبک محاوره به نوشته های بسیار غلیظ و برعکس است به عنوان مثال در جایی ما داریم : "- ای رون گوساله!" و در جای دیگر : "هری با خود فکر می کرد که تانکس تکیده و حتی بیمار به نظر می رسد. در لبخندش نیز حالتی تصنعی وجود داشت. بی تردید بدون سایه ی صورتی رنگ عادی موهایش....." (کاملا معلومه که متن کتاب سنگین تر از گفت و گو های اونه و اگر نویسندگان این متن اینو نمی دونستن .....)

متاسفانه اصلا مشخص نیست هدف انتشارات تندیس کدام گروه سنی جامعه هستند. بر خلاف کتب قبلی متن توضیحی و یا اصطلاحا راوی داستان سنگین و بعضا حاوی کلماتی است که بسیاری از نوجوانان معانی آنها را نمی دانند و از طرفی دیگر گفتگو های بسیار محاوره ای و در بعضی جاها سبک کوچه بازاری شده است!(نوشته ی قبلی)

از تمام این مطالب که بگذریم زیبا ترین قسمت ترجمه کتاب ترجمه شعری است بسیار زیبا! دوستان به شعر زیر توجه کنند! شعری با این سبک ترجمه در کتاب ششم هری پاتر که تاریکترین و ترسناکترین(به نظر من کتاب 6 ترسناک ترین کتاب نیست و کتاب 5 ترسناک ترینه که البته این فقط نظر منه ولی چه ربطی داره چون کتاب مثلا تاریک ترین کتابه نباید شوخی و طنز توش باشه؟یعنی شما واقعا فرد و جرجو تو داستان ندیدین یا اصلا کتابو نخوندین؟در ضمن این شعر اصلا خنده دار نیست(یعنی کسی که داستانو درست فهمیده باشه اصلا به این شعر نمی خنده.چون که این شعر تقریبا مثل متن اصلیه و دیوانگی مورفین رو نشون میده نه یه شعر بامعنی رو.البته اگر نویسندگان این متن این مطلبو درک نکردن این دیگه تقصیر ترجمه نیست تقصیر
IQشونه.)  کتاب سری هری پاتر لقب گرفته است:


امیدوارم شما هم مثل ما از این شعر زیبا استفاده کرده و مقداری خندیده باشید! متاسفانه این جریان از همان کتاب اول هری پاتر شروع شده و همچنان هم دید کتاب کودک در ترجمه های هری پاتر کاملا مشهود دیده می شود. یکی از عناصر زیبایی کتاب ششم (متن اصلی) جو رعب آور و وحشت برانگیز داستان است که سرتاسر کتاب ششم هری پاتر سایه افکنده است که متاسفانه خانم اسلامیه با اینکه تلاش کرده اند با جدی نوشتن متن های راوی آن را تا حدود منتقل کنند, در این زمینه موفق نبوده اندو این شعر نگرش فعلی این ترجمه نسبت به جو کتاب را منتقل می کند. (ایرادای بی خودی که قبلا جواب دادم.)

در صفحه اول کتاب به موردی واقعا جالبی برخوردیم و آن ادعای انتشارات تندیس مبنی بر این است که از خانم رولینگ اجازه رسمی داشته و ترجمه خانم اسلامیه , ترجمه فارسی زبان رسمی کتاب هری پاتر است! باید بگویم که شخصا با دیدن این جمله در صفحه کتابشناسیِ کتاب جا خوردم! جهت اطلاع رسانی به دوستان هر لیسانس جهت ترجمه کتاب به هر زبان برای کتاب پنجم 2 میلیون دلار قیمت داشت و ترجمه باید شش ماه بعد از متن اصلی عرضه می شد و مترجم باید مورد تایید شورای عالی ترجمه و یا وزارتخوانه کشور مذبور می بود. به هر حال این صفحه اول کتابشناسی کتاب است که توسط دوستان اسکن شده است:



به هر حال با فرض قرار دادن اینکه انتشارات تندیس اقدام به خریداری این لیسانس نموده(با فرض اینکه لطفا شما فرض نکنین و باور کنین ) به سایت رسمی خانم رولینگ مراجعه کردیم. متاسفانه کشوری به اسم ایران در لیست ترجمه های مورد تایید وجود ندارد. (دقیقا توی بخش انتشاراتی های مورد تایید رولینگ توی سایتش در بخش لینک ها اسم ایران و زیرش کتابسرای تندیس اضافه شده.اینم لینکش:

همچنین یک سرچ ساده در موتور جستجوی گوگل انجام دادیم که هیچ گونه نتیجه معتبری در این باره پیدا نکردیم.(مشکل از خودتون بوده!) مسلما این اقدام نشر تندیس یک اقدام کامل اقتصادی برای فروش بیشتر کتاب و عوام فریبی محسوب می شود.(بازم اتهام های الکی) سایت آکادمی فانتزی به عنوان حامی ژانر فانتزی(حامی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعضیا فکر می کنن خیلی مهم شدن.) و مدیای اورجینال از این اقدام انتشارات تندیس ابراز تاسف می کند.(من هم از چرت و پرت های به اصطلاح نقد شما که حامی ژانر فانتزی هستین ابراز تاسف می کنم.)

 یه چیز دیگه(چه رنگ و وارنگ شد!):به خاطر این که این پست و پست قبلی بزرگ بودن،تعداد نوشته های وبلاگ رو از ۱۲ به ۴ کاهش دادم.لطفا به آرشیو(قدح اندیشه)هم سری بزنین.مرسی.

© هر گونه کپی برداری از این نوشته تنها با ذکر لینک وبلاگ هری پاتر ۱-۷ بلامانع می باشد.

  
نویسنده : سهند ; ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ شهریور ۱۳۸٤