هری پاتر ۱-۷

آخرین فیلم ها و کتاب های هری پاتر و تحلیل و بررسی آن ها

دانلود 3 کتاب جدید پاترمور

سایت پاترمور تا به حال مطالب زیادی را در خصوص دنیای هری پاتر به قلم رولینگ منتشر کرده است. اما 6 سپتامبر تعدادی از این مطالب را در قالب 3 کتاب کم‌حجم به صورت کتاب الکترونیکی منتشر کرده است با نام‌های زیر:

Hogwarts: An Incomplete and Unreliable Guide

Short Stories from Hogwarts of Power, Politics, and Pesky Poltergeists

 Short Stories from Hogwarts of Heroism, Hardship and Dangerous Hobbies

عمده‌ی مطالب این کتاب‌ها قبلاً به صورت رایگان در سایت پاترمور منتشر شده بودند؛ اما بخش‌های اندکی از آن‌ها هم جدید هستند؛ از جمله مطلبی درمورد «جانورنماها» و هم‌چنین «هوراس اسلاگهورن».

قیمت هر کدام از این کتاب‌های کم‌حجم زیر 2 پوند می‌باشد.

برای دانلود رایگان هر 3 کتاب در یک فایل فشرده می‌توانید از این لینک استفاده کنید.

  
نویسنده : سهند ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ شهریور ۱۳٩٥


نقد و بررسی کتاب «هری پاتر و فرزند نفرین‌شده» - بخش دوم: جزئیات

مسأله‌ی تأسف‌برانگیز در خصوص هشتمین داستان هری پاتر این است که این داستان از دو جهت می‌توانست ضربه بخورد و در کمال تعجب از هر دو جهت هم به شدت صربه خورده است:

       از یک سو، بحث گذشته‌ی شخصیت‌ها و دنیای جادویی است که 7 کتاب هری پاتر و دیگر نوشته‌ها و گفته‌های رولینگ به آن شکل بخشیده‌اند و این داستان هم می‌بایست جزوی از آن می‌بود، اما در کمال تعجب بدیهیات آن را هم زیر سؤال برده و اصلاً انگار ربطی به دنیای جادوگری رولینگ ندارد:

       شخصیت‌پردازی‌ها عموماً ارتباطی با آنچه ما می‌شناختیم ندارند. رون که کلاً تبدیل شده به دلقکی بی‌مغز که هر جا لازم بود تیکه‌ی عموماً لوس و خنکی بیندازد. هری هم ذره‌ای از بلوغ و فهم و منش 18‌سالگی‌اش را ندارد و هم‌چون کودکی 5 6 ساله یا با پسرش جروبحث الکی می‌کند و یا پروفسور مک‌گونگال را تهدید می‌کند! در مورد زن‌ها هم که بهتر است چیزی نگویم، زن‌های قدرتمند دنیای رولینگ - از مک‌گونگال گرفته تا هرمیون - اینجا شخصیت‌هایی حاشیه‌ای و بی‌اهمیت هستند که ذره‌ای همدلی برنمی‌انگیزند. و حتی مدیر هاگوارتز و وزیر سحروجادو بودن هم کمکی به آن‌ها نکرده است. فاجعه‌بارتر از همه هم اینکه در یکی از تغییر تاریخ‌هایی که آلبوس و اسکورپیوس به وجود می‌آورند، رون و هرمیون با هم ازدواج نمی‌کنند و این باعث می‌شود در حال حاضر هرمیون به جای وزیر سحر و جادو یک معلم بداخلاق بدعنق در هاگوارتز شود! از این توهین‌آمیزتر هم می‌شد به شخصیت یک زن نگاه کرد؟!

     مواردی از کنش‌های شخصیت‌ها اصلاً مضحک هستند! اسنیپ که اصلاً قابل‌شناختن نیست. اما مسخره‌تر از همه سدریک است: چون در مرحله‌ی دوم مسابقه‌ی سه جادوگر تحقیر شد، مرگ‌خوار و قاتل شد!!! افتضاح‌تر از این، بی‌اطلاعی غیرقابل‌چشم‌پوشی نویسنده‌ی اثر - جک ثورن - است که زنده ماندن سدریک و کشته شدن نویل به دست او را دلیل زنده ماندن اسنیپ هم می‌داند! منطق علت و معلولی شگفت‌انگیز داستان‌های رولینگ اینجا توسط جناب ثورن به منطق ارتباط گودرز و شقایق تبدیل شده است!

       از هاگرید دوست‌داشتنی که اصلاً خبری نیست؛ هوگو، تدی، نویل، تقریباً جیمز و بسیاری دیگر را هم که اصلاً نمی‌بینیم. اما به شخصه آرزو می‌کنم کاش دامبلدور بزرگ را هم نمی‌دیدیم تا اینگونه تصویری واژگون از او ساخته نشود.

      شخصیت‌های داستان نه تنها ربطی به گذشته‌شان ندارند، که حتی در مدت خود این نمایشنامه هم ثبات منش و کنش ندارند. کافی است به تصمیم مضحک هری در مورد جدایی دائم آلبوس و اسکورپیوس و بعد تغییر نظر 180 درجه‌ایش بعد از صحبت‌های آبکی دراکو (البته بعد از دوئلی به‌یادماندنی!) توجه کنید.

این‌ها شخصیت‌های به‌یادماندنی 7 رمان بودند که در اینجا به خاک و خون کشیده شده‌اند و کاریکاتوری مسخره از آن‌ها به جای مانده است؛ اما آیا وضع شخصیت‌های جدید خیلی بهتر است؟

       از لوس‌بازی‌های آلبوس که بگذریم، جداً نقشه‌ی حیرت‌انگیز فرار از قطار هاگوارتز (از پیرزن چرخدستی‌دار قطار هاگوارتز و «چنگال‌هایش» چیزی نمی‌گویم) دزدی از وزارتخانه و رفتن به گذشته و نجات سدریک از کجا به مغزش می‌رسد؟! باشد، می‌گویند برای اثبات خودش به پدرش (!)، اما اسکورپیوس چرا کورکورانه دنبال او می‌رود؟ اسکورپیوس تنها شخصیت داستان است که می‌تواند تا حدودی قابل‌قبول و همدلی برانگیز باشد، اما پیروی کورکورانه‌اش از آلبوس او را هم مورد تمسخر قرار می‌دهد. می‌شد با گسترش مضمون علاقه‌ی اسکورپیوس به آلبوس این پیروی را عمیق‌تر کرد و دلیلی منطقی برای آن به وجود آورد؛ چرا که نشانه‌هایی از آن همین الآن هم در متن نمایشنامه هست، اما با ابراز علاقه‌ی او به رز در پایان نمایشنامه نویسنده‌ی ابله نمایشنامه این احتمال را هم در ذهن مخاطب از بین می‌برد.

      اما موضوع اصلی این داستان به شکلی شگفت‌انگیز پیش‌پاافتاده‌ترین موضوع ممکن انتخاب شده است: سفر در زمان! پیرنگ داستان مبتنی بر این است که آلبوس و اسکورپیوس در زمان سفر می‌کنند؛ والدینشان می‌فهمند بچه‌ها غیبشان زده، کمی جروبحث می‌کنند و پیش مک‌گونگال می‌آیند و بعد بچه‌ها به زمان حال برمی‌گردند، اما می‌فهمند چیزهایی بدتر شده؛ پس باز دوباره در زمان سفر می‌کنند و والدینشان می‌فهمند آن‌ها غیبشان... این چرخه‌ی باطل چند بار تکرار می‌شود تا بالاخره حجم 4 ساعت و نیمه‌ی نمایش به پایان برسد و مخاطب بیچاره خوب دوشیده شود!

       ما قبلاً زمان‌برگردان را یک بار در کتاب سوم دیده بودیم، چه طور عمل می‌کرد؟ در واقع هیچ چیز در گذشته و حال تغییر نمی‌کرد، چرا که همه چیز "از پیش" رخ داده بود. و بعد در نبرد در سازمان اسرار در کتاب پنجم کل زمان‌برگردان‌ها نابود شدند، اما حالا ناگهان زمان‌برگردان‌ پیدا شده، آن هم نه یکی که آخر کار برای آنکه ماجرا حل شود "به صورتی اتفاقی" معلوم می‌شود دراکو زمان‌برگردانی دیگر هم دارد! زمان‌برگردان‌های جدید نه تنها روش کارشان کاملاً با روش کار زمان‌برگردان‌های دنیای هری پاتر متفاوت است که هر جا لازم است طبق نیازهای نویسنده عمل می‌کنند! گاهی فقط 5 دقیقه دوام می‌آورند، گاهی هر چند ساعت که لازم است؛ گاهی برای کار کردنش باید به همان محل مورد نظر رفت و گاهی نه!

       در مورد فرزند دلبند ولدمورت و بلاتریکس (و تصور بعضی مسائل مربوط به آن!)، "چگونه در سه سوت معجون مرکب پیچیده بسازیم"، پیغام فرستادن با پتو (!) و هم‌چنین ترس هری از کبوترها (!) هم که توضیحی لازم نیست.

داستانی که پایه‌اش این چنین احمقانه گذاشته شده است، نتیجه‌ای بهتر از این که درآمده نمی‌توانسته داشته باشد.

  
نویسنده : سهند ; ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥


خبر خوب

دیروز نسخه‌ی فارسی کتاب 8 - ترجمه‌ی ویدا اسلامیه و چاپ کتابسرای تندیس - رو خریدم و بعضی جاها که احتمال سانسور بالایی داشت رو نگاهی انداختم و در کمال تعجب دیدم حذفی صورت نگرفته است. کل کتاب را خط به خط بررسی نکرده‌ام، اما در مجموع باید گفت به نسبت کتاب‌های قبلی ممیزی ناچیز است.

  
نویسنده : سهند ; ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥


نقد و بررسی کتاب «هری پاتر و فرزند نفرین‌شده» - بخش اول: کلیات

9 سال از انتشار آخری کتاب هری پاتر، «هری پاتر و یادگاران مرگ»، گذشته است و شیفتگان هری پاتر دیوانه‌وار در انتظار داستانی جدید بودند. ابتدا خبر آمد که «هری پاتر و فرزند نفرین‌شده»، عنوان تئاتر جدید، هشتمین داستان هری پاتر است که در همان نوزده سال بعد معروف رخ می‌دهد. شور و شوق زیادی به پا شد، اما اکثریت طرفداران هری پاتر هم‌چنان نمی‌توانستند این نمایش را به صورت زنده ببینند. بعد از مدتی اعلام شد کتاب نمایشنامه هم‌زمان با آغاز رسمی اجراها منتشر می‌شود. هم‌چنین، رولینگ در پاسخ به یکی از طرفداران در توئیتر اعلام کرد این داستان canon محسوب می‌شود. از این بهتر هم مگر می‌شد؟!

اما لااقل سه نکته از همان ابتدا نگران‌کننده بود:

اول، قالب نمایشنامه: نمایشنامه از آنجایی که عموماً متکی به دیالوگ است و تنها اندکی از توضیحات و توصیفات صحنه در آن به کار می رود، از تک‌گویی درونی و فکرهای شخصیت‌ها و فضاسازی در آن خبری نیست، خودبه‌خود سخت‌خوان می‌شود. اما کتاب هشتم از این لحاظ لطمه‌ی چندانی نخورده است. درست است که نمایشنامه برای اجرا شدن نوشته شده است و ارتباطی که با رمان برقرار می‌شود را نمی‌توان با آن برقرار کرد، اما آن طور که بعضی طرفداران هری پاتر ادعا کرده‌اند نمایشنامه خواندن کاری غیرممکن هم نیست. مگر «هملت» و «رومئو و ژولیت» و «در انتظار گودو» رمان هستند که میلیون‌ها مخاطب دارند؟

دوم، رولینگ نویسنده‌ی نمایشنامه نیست: اگرچه در ترفندی تبلیغاتی - و حتماً اشتباه - نام او بزرگ‌تر از همه روی جلد کتاب و تبلیغات نمایش و غیره خورده است، اما او به همراه جک ثورن و جان تیفنی تنها طرح داستان را درآورده‌اند و درنهایت جک ثورن متن نمایشنامه را نوشته است. در حال حاضر، توضیح چندانی در مورد سهم واقعی هر یک از این افراد وجود ندارد، اما هر پاترهد واقعی با خواندن کتاب متوجه می‌شود که سهم رولینگ حداقلی بوده است. به شخصه حتی فکر می‌کنم در حد اینکه رولینگ حرف‌های ثورن و تیفنی را شنیده است و به آن‌ها اجازه داده است تئاتری را با شخصیت‌های او در دنیای او به وجود بیاورند.

سوم، هشتمین داستان هری پاتر: رولینگ همواره اصرار داشت که با بخش هفتم داستان هری به پایان می‌رسد و اگر زمانی بخواهد به دنیای جادوگری بازگردد، به صورت spin-off و یا اطلاعاتی چون آنچه در پاترمور می‌آید، خواهد بود. البته او همواره تأکید داشت که "هرگز نگو هرگز"، اما مشخص بود که با پایان یافتن طرح داستانی عظیم هفتگانه‌ی هری پاتر در چند هزار صفحه و در طول 17 سال نوشتن، سخت بتوان ادامه‌ای در خور پدید آورد؛ مگر در قالب و محتوایی کاملاً نو. از یک سو، تئاتر بودن ماجرای هشتم قالبی نو فراهم آورد تا پاترهدها با روبه‌رو شدن مستقیم با دنیای جادوگری تجربه‌ای شگفت را از سر بگذرانند، اما از سوی دیگر محتوای کتاب هشتم تکرار مکررات است و آن هم نه دقیقاً! بلکه به شکلی که در بخش دوم این نقد و بررسی توصیف خواهد شد...

  
نویسنده : سهند ; ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥